يادداشت‌های ادبی


:: از كبري موسوي ::

2
گنجشك واژه اي است كه بر خط سيم ها
با دست تو، نوشته شده از قديمها !

دست كريم تو كه در اين بي پرندگي
آغاز مي شوند از آن ياكريم ها

لطفي كه جاري است در انگشتهاي تو
بر مي خورد به روح لطيف نسيم ها

دستان من پرنده‌ی بي آشيانه اند
اميد دستهاي تو كو؟ فصل بيم ها !

دستان ما دو نيمه‌ی درحسرت هم اند
آيا چه وقت مي شكنند اين حريم ها!

H   O   M   E

پنجره شعر